خرید بک لینک
1 كه اينو مى نويسم ساعت ١٠ دقيقه به ٦ صُبه ...

ما از تيرماه كوچ كرديم اومديم "كرج" ! اولاش زياد از اينجا خوشم نميومد و داشتم افسرده ميشدم تقريبا :/ ولى بعدترش كه رفتم باشگاه و با على و يكتا زياد رفتيم بيرون كم كم ازش بدم نيومد ! خلاصه ...

داشتم پست آخريم رو ميخوندم و ديدم كه پار1 اين موقع چه مسخره بازارى 1ه ! اون پسره ى الدنگ ميخواسته منو به يه طريقي بكشه خونه شون ! آشغال ! چرا اون موقع اينقد خر شده بودم كه نميفهميدم ؟!!!

برچسب: نویسنده: لیلا محبی تاريخ: پنجشنبه 8 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:26

صفحه بندی